_________ استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است _________

" کانون ایران قلم"

kanoon@iran-ghalam.de

info@iran-ghalam.de

www.iran-ghalam.de

مسعود جابانی در مصاحبه با رادیو زمانه: در خانواده ما همه سیاسی بودند

28.03.2009

 مسعود جابانی ـ رادیو زمانه

http://www.zamaaneh.com/humanr/2009/03/post_63.html

 

روایت‌های شخصی از نقض حقوق بشر در ایران

«در خانواده‏ی ما همه سیاسی بودند»

در مجموعه‏ برنامه‏های «بررسی سی سال وضعیت حقوق بشر در ایران»، بخشی را به «روایت‏ شخصی» افراد اختصاص داده‏ایم.

در این بخش‏، به کسانی که مساله با ماجرایی قابل طرح و ارائه در زمینه‏ی نقض حقوق بشر دارند، یا اعتراضی نسبت به وضعیت موجود خود دارند، فرصتی داده شده تا روایت خود را شرح دهند.

یاد‏آوری این نکته را لازم می‏دانیم که «رادیو زمانه»، خود را موظف به انعکاس این نظرات و روایت‏ها، جهت تنویر افکار عمومی می‏داند. اما مسئولیت مطالب ارائه شده، با خود راویان است.

در این بخش، مسعود جابانی که بیست سال است از ایران خارج شده و در کشور هلند زندگی می‏کند، از مسائل، فعالیت‏ها و مشکلات پیش‏آمده برای خود و خانواده‏اش می‏گوید.

 

Download it Here!

مسعود جانبانی هستم و مدت بیست سال است که در هلند ساکنم. در سال شصت، خصوصاً، بعد از سی‏ام خرداد سال 1360، فشاری که روی نیروهای سیاسی آمده بود، اوج گرفت. در آن زمان، من دانشجو بودم و هم‏زمان در مدرسه‏‏ی راهنمایی هم تدریس می‏کردم.

در خانواده‏ی ما همه سیاسی بودند. سه بردار کوچک‏تر از خودم داشتم. همه ‏ی آن‏ها در آن زمان عضو سازمان مجاهدین بودند.

جوی که آن زمان حاکم بود، ما را به سوی اید‏ه‏آل‏های خودمان سوق داد. من جوان پرشوری بودم و در میان دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و بقیه‏ی دانشگاه‏ها خیلی فعال بودم. برادر‏هایم هم در بخش‏های معلمی‏، دانشجویی و دانش‏آموزی فعال بودند.

بعد از خرداد شصت، بحران‏های حاکم بر جامعه و استراتژی سازمان که مبتنی بر مبارزه‏ی مسلحانه بود، ما را به سمت خانه‏های تیمی سوق داد و ما به آن سمت کشیده شدیم.

برادر کوچک‏ترم که پانزده سال سن داشت، در بخش دانش‏آموزی فعال بود. او هم‏راه چند دوست دیگرش، در حال پخش تبلیغات دستگیر شد. بعد از او برادر دیگرم هم که هیجده ساله بود، دستگیر شد. آن‏ها زمان دستگیری در خانه‏های تیمی زندگی می‏کردند و به فاصله‏ی سه روز هر دوی آن‏ها اعدام شدند.

جو حاکم در آن زمان طوری بود که هیچ‏کدام از افراد نیروهای سیاسی دستگیر شده وکیل نداشتند و اساساً صحبت از داشتن وکیل، خیلی خنده‏دار بود.

از آن طرف هم، مجاهدین دست به ترورهای جمعی می‏زدند و نیروهای رژیم را ترور می‏کردند. خط سازمان این بود که «سر انگشتان رژیم باید از بین بروند

ما همه در این رابطه فعال بودیم و در اصل، به بحران‏های درون جامعه دامن می‏زدیم. پدرم می‏گفت: «بابا جان، اگر سگ پایت را گاز بگیرد، تو که نباید برگردی پای او را گاز بگیری.» هرچند مثال عامیانه‏ای بود، اما ما این برداشت را نداشتیم و روی اید‏‏ه‏آل‏های خودمان سوار بودیم و پیش می‏رفتیم.

یکی دیگر از برادرهای‏ام که سه سال از من کوچک‏تر بود، در عملیات و تاکتیک‏های سازمان شرکت داشت و در یک درگیری دستگیر شد. او هم بعد از مدتی در میان جمعی که تعداد زیادی پاسدار در آن بودند، حلق‏آویز شد.

این مساله، فشار خیلی زیادی روی خانواده‏ی ما آورد. پدرم بارها دستگیر شد. مادرم بالاخره، نتوانست فشارهای وارده را تحمل کند و بیماری او را از پای درآورد.

شور انقلابی باعث شده بود که من در آن زمان این فشارها را نتوانم بفهمم. چون خودم هم در گود مبارزه بودم، هیچ‏وقت احساس نمی‏کردم که باید بتوانم برادرهایم را نجات دهم. اصلاً به آن فکر نمی‏کردم.

بعد ازمدتی هم چون در مشهد شناخته شده بودم، مجبور شدم به تهران فرار کنم. در تهران در خانه‏های تیمی و با فشارهایی که در این خانه‏ها بود، زندگی می‏کردم.

در هر حال، توسط سازمان، به خارج از کشور فرستاده شدم. به پاکستان آمدم. مدتی در پاکستان ماندم و در آن‏جا در بخش‏های مختلف سازمان، از جمله بخش حفاظت فعال بودم. در آن زمان، رژیم نیروهایی را برای نفوذ در داخل سازمان می‏فرستاد که ما آن‏ها را از فیلتر می‏گذراندیم. از پاکستان به عراق منتقل شدم و مدت پنج سال هم در عراق ماندم.

منتها، چون موضوع به نقض حقوق بشر در ایران برمی‏گردد، می‏خواهم این را یاد‏آوری کنم که متاسفانه، بحران‏هایی که آن زمان، از اوایل انقلاب دامن‏گیر جامعه شده بود، قربانی‏های زیادی از هر دو طرف ـ پوزیسیون و اپوزیسیون ـ گرفت.

سازمان مجاهدین (بدون این که بخواهم غرض‏ورزی کنم) و سازمان‏هایی که مشی خشونت و ترور را پیشه ی خود کرده بودند، به دست رژیم بهانه می‏دادند و او هم از این فرصت استفاده می‏کرد و خیلی از جوان‏های ما را از بین می‏برد.

متاسفانه، خود همین سازمان‏ها، خصوصاً سازمان مجاهدین، از پرنسیب‌های حقوق بشری برخوردار نبود. در درون این سازمان، روابط فرقه‏ای حاکم بود.

البته، زمانی که به عراق رفتیم و در چهارچوب پادگان‏های آن‏جا قرار گرفتیم، بیشتر متوجه شدیم که این‏ها در عملکردشان با جناح‏های رادیکال و فاشیستی رژیم هیچ فرقی ندارند. از همان نرم‏ها و پرنسیب‏ها، شاید هم به مراتب بدتر، برخوردار هستند.

واقعیت این است که نمی‏توانم بگویم، نقض حقوق بشر فقط در چهارچوب جمهوری اسلامی می‏گنجد. متاسفانه، نقض حقوق بشر، به نسبتی، شامل حال نیروهای اپوزیسیون هم می‏شود. بعضی از این نیروها هم اگر به قدرت برسند، شاید به مراتب بدتر از جمهوری اسلامی عمل کنند.

در رابطه با جمهوری اسلامی، نقض حقوق بشر خصوصاً در سال 67 با اعدام‏های دسته‏جمعی که در زندان‏ها صورت گرفت و می‏خواستند زندانی‏های سرموضع را تصفیه کنند، اوج گرفت.

در این سال، ر‏‏‏‏‏ژیم توانست به بهانه‏ی این که مجاهدین از سمت عراق به نام «عملیات فروغ» وارد شده‏اند، کلی از جوان‏های دیگر را دسته‏جمعی اعدام کنند. در حقیقت، حکم قتل زندانیان گروه‏های سیاسی مختلف که هیچ ربطی به مجاهدین نداشتند را رجوی امضا کرد و جمهوری اسلامی هم آن را به اجرا گذاشت.

اگر بخواهیم مساله را حقوق بشری بررسی کنیم، مجاهدین و نیروهایی که مسلحانه عمل می‏کردند و مشی خشونت و ترور را پیش ‏می‏بردند، در این رابطه مقصر هستند. در صورتی که می‏شد خط مشی درست‏تری را پیش‏برد، مشی‏ای که در حال حاضر بسیاری از نیروهای اپوزیسیون دارند پیش می‏برند.

خوشبختانه، جریان‏های دمکراتیک و نیروهایی که قلم و قدم را به جای زبان گلوله، پیش گرفته‏اند، توان رژیم را به حداقل خود رسانده‏اند و به نیروهای داخل رژیم که خواهان صحبت، مذاکره و دیالوگ هستند، انگیزه داده‏اند تا آن‏ها را ترغیب کنند که مشی دمکرات‏تری را پیش ببرند.

از تمام بلندگوها، از تمام رسانه‏های خبری ایرانی که وجود دارند، تقاضا می‏کنم بر این مبنا حرکت کنند و راه را برای تمام نیروهای اپوزیسیون باز بگذارند تا آن‏ها هم بتوانند از طریق این رسانه‏ها، حرف‏های‏شان را به گوش مردم برسانند.

خصوصاً فکر می‏کنم، رادیو زمانه، در این رابطه قدم‏های خیلی مثبتی برداشته و به صورت بی‏طرفانه و بدون این که به سازمان و یا گروه خاص سیاسی وابستگی داشته باشد، دارد این مشی را پیش می‏برد. دارد این خط را پیش می‏برد تا راه برای دیالوگ و صحبت و گفت‏گوهایی که دست آخر به دمکراسی در ایران راه پیدا می‏کند، باز شود.

تجارب خودم را در قالب کتابی به نام «روانشناسی خشونت و ترور» فرموله کرده‏ام. کتابی هم به زبان هلندی به نام «زِکته» (فرقه) نوشته‏ام که جمع‏بندی‏ای از عمل‏کردهای فرقه‏های مختلف است.

در رابطه با این کتاب در دانشگاه‏های مختلف هلند سخنرانی‏هایی دارم و در مورد آن با جوانانی که به‏خصوص شور انقلابی و ایده‏آل‏‏های بزرگی دارند، گفت‏گو می‏کنم. چون به هرحال، فرقه‏ها ازاین شور استفاده می‏کنند و از این جوانان پرشور، یک رُبات می‏سازند که دیگر به هیچ چیز به جز به انهدام و از بین بردن فکر نمی‏کنند.

در سایتی هم به نام گروه‏های مختلف دانشجویی و کسانی که خواهان زدن پل ارتباطی با جامعه‏ی ایرانی هستند، فعالیت می‌کنم، به آن‏ها آموزش می‏دهم و سخنرانی‏هایی هم برای آشنایی دانشجویان با عمل‏کرد و کارکرد فرقه‏ها، صورت می‏گیرد.

از وقتی که به من دادید، نهایت تشکر را دارم. امیدوارم که موفق باشید.

 

 

مطالبی در ارتباط:

ــ  در باره ی هرزه درآيی های اخير مجاهدين ( محمد علی اصفهانی )

ــ عوامفریبی مجاهدین بخاطر جلب ترحم ( هادی شمس حائری )

ــ فاجعه اصلی برای فرانسه، با ورود رجوی به خاک این کشور رخ داده است!! ( بهار ایرانی )

ــ عراق تشدید محاصره اردوگاه اشرف را رد کرد ( بی بی سی )

ــ آخرین خبرها از اشرف ( بهزاد علیشاهی )

ــ مریم رجوی به فروپاشی تدریجی فرقه در قلعه اشرف اعتراف می کند ( یادداشت روز ـ ایران قلم )

ــ شل شدن میخ فرقه گرایی در عراق  ( علی جهانی فر )

ــ غرب در قبال سازمان مجاهدین خلق ( بهار ایرانی )

ــ دختر مهاجر ، بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن و تقدیم به تمام زنان جهان ( فرزاد فرزین فر )

ــ اگر قرار باشد آقای رجوی به زبان فارسی سلیس حرف بزند  ( بهار ایرانی )

ــ نامه ای به برنارد کوشنر ( انجمن ایران باستان ، آینده درخشان )

ــ وارونه نمایی مجاهدین ( شمس حائری )

ــ محکمه و حکم از دیدگاه رجوی و سازمان مجاهدین خلق ( بهار ایرانی ) 

ــ جلسه انجمن ایران باستان آینده درخشان در پاریس ( سایت ایران باستان )

ــ  آغاز و فرجام مجاهدین در عراق - بخش پنجم ( جواد فیروزمند )

ــ بیدار شدن از خواب شش ساله ( علی جهانی فرد )

ــ اروپا مأمن تروريست هاي مجاهدين خلق مي شود   ( لوس آنجلس تایمز )

ــ نامه به پزشکان بدون مرز ( ایران باستان )

ــ مصاحبه مسعود خدابنده با تلویزیون فارسی صدای آمریکا و تلویزیون فارسی بی بی سی  ( ایران اینترلینک )

ــ استقرار مجاهدین در عراق، خاستگاه کلیدی رجوی در پیام 7 بهمن ماه  ( بهار ایرانی )

ــ فرقه مجاهدین از بیرون و درون ( مزدک پارسی )

ــ ویدئوی سخنان هادی افشار عضو سابق مرکزیت سازمان مجاهدین ( آریا ایران )

ــ مصاحبه  با آقای  فرزاد فرزین فر شاعر و نویسنده ساکن سوئد ـ قسمت دوم ( سایت ایران قلم )

ــ تبعات تصمیم اتحادیه اروپا در خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی ( بهار ایرانی )

ــ نامه سرگشاده  به برنارد کوشنر وزیر خارجه فرانسه ( محمد حسین سبحانی )

ــ موضوعی دردسرآفرین برای آمریکا ‏ ( مجله تایم )

ــ مجاهدین فرقه هستند  ـ ژوزی دوبيه نماینده مجلس بلژیک ( روزنامه لیبر بلژیک )

ــ  نامه سرگشاده  به واتسلاو کلاوس رئیس دوره ای اتحادیه اروپا ( محمد حسین سبحانی )

ــ «مجاهدين خلق در فهرست گروه های تروريستی آمريکا باقی می ماند» ( وال استریت ژورنال )

ــ کمی حماقت چاشنی جاسوسی و تروریست ( بهزاد علیشاهی ـ وبلاگ حسن زبل )

ــ انعکاس فعالیت های اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق در تلویزیون فرانسه ( بنیاد سحر )

ــ خروج از لیست سازمانهای تروریستی تغییری در سرنوشت مجاهدین خواهد کرد؟ ( هادی شمس حائری )

ــ نامه سرگشاده به واتسلاو کلاوس رئیس دوره ای اتحادیه اروپا ( علی جهانی فرد )

ــ معامله بر سر مجاهدین یا تصمیمی قضایی؟ ( رادیو زمانه )

ــ مصاحبه آقای مسعود خدابنده در مورد وضعیت مجاهدین  ( تلویزیون فارسی بی بی سی )

ــ کانون ایران قلم  خروج احتمالی سازمان مجاهدین خلق از لیست گروه های تروریستی را محکوم می کند  ( ایران قلم )

ــ نامه سرگشاده به  فرانک اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان ( محمد حسین سبحانی )

ــ اطلاعیه فراکسیون سبزهای آلمان درباره مجاهدین ( ایران امروز )

ــ در مورد مسائل جدید افشا شده در سازمان مجاهدین ( بتول ملکی )

 

 

 سایت ایران قلم از انتشار مطالب و مقالاتی که در آن کلمات توهین آمیز استفاده شده، معذور است

مسئولیت مطالب درج شده بر عهده نویسندگان آن می باشد